ه‍.ش. ۱۳۹۶ اردیبهشت ۷, پنجشنبه

افشاگری آقای منتظری علیه خمینی وبهشتی وعده های دروغین همراه با زدوبند های پشت پرده با بختیار وآمریکا

اعترافات وهشدارهای محمد صادق کوشکی در مافیای هابیلیان - ورشکستگی وشکست ولایت فقیه وارگانهای امنیتی (وزارت اطلاعات -اطلاعات سپاه وهابیلیان) در تحریف تاریخچه مجاهدین با فیلمی بنام ماجرای نیمروز

اعترافات وهشدارهای محمد صادق کوشکی در مافیای هابیلیان - ورشکستگی وشکست  ولایت فقیه وارگانهای امنیتی (وزارت اطلاعات -اطلاعات سپاه وهابیلیان) در تحریف تاریخچه مجاهدین با فیلمی بنام ماجرای نیمروز


اخیرا هابیلیان بعد از شکستهای پی در پی ونقد فراوانی که از درون نظام به فیلم دست ساز وسفارسی وزارت اطلاعات واطلاعات سپاه وبیت خامنه ای شده بود، سراغ مصاحبه  بادژخیمی بنام محمد صادق کوشکی رفت تا شاید مقداری مسئله را جمع وجور کند .اما او هم به اعترافاتی دست زد که بیشتر توی سر محمد جواد هاشمی نژاد خورد (که دست اندر کارپشت پرده این فیلم با بودجه باد آورده آستان قدس رضوی بود ) که نتوانسته تاریخچه مجاهدین را بدلخواه آنها تحریف نماید .
محمد صادق کوشکی کیست

 
محمد صادق کوشکی که اینک بعنوان استاد دانشکاه رنگ امیزی شده است یکی از فالانژه های خمینی چی است.
محمد صادق کوشکی کسی است که در بسیاری از سرکوب های دهه های گذشته نقش فعال داشته است . 
خودش به هابیلیان گفت :
همچنین ترورها را به خوبی لمس کرده ام و در این فضاها زندگی کرده ام و در این حوزه تعلق خاطر داشتم و کتاب هم نوشته ام.
محمد صادق کوشکی یکی از همکاران محموداحمدی نژادرئیس جمهور محبوب !!خامنه ای بوده است .
محمد صادق کوشکی در سال 90 مسئول روابط عمومی وزارت اطلاعات در دوره احمدی نژاد بود .
محمد صادق کوشکی الگو وکاندیدای ریاست جمهوری اش پاسدار جنایتکار قاسم سلیمانی است .
الان هم محمد صادق کوشکی که یک دژخیم اطلاعات احمدی نژادی بودتوسط یک مدیراطلاعات وسرکرده مافیائی بنام هابیلیان یعنی جناب محمد جواد هاشمی نژاد بکارگرفته شده است که با هم کار نکرده یا نیمه تمام دژخیمان دست اندر کار فیلم ماجرای نیمروز را علیه مجاهدین کامل کنند واگر فیلم نتوانست این تحریف تاریخچه ای را انجام دهد دژخیم کوشکی در سایتهای زنجیره ای ولائی از جمله ایسنا ،مشرق وهابیلیان انرا به سرانجام برساند.
هابیلیان نوشت:
 به گزارش  پایگاه خبری‌تحلیلی هابیلیان (خانوادۀ شهدای ترور کشور) برای شناخت دقیق‌تر جریان منافقین و اطلاع از جزییات این حادثه به سراغ دکتر محمدصادق کوشکی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، رفتیم. 
محمد صادق کوشکی پاسدار دژخیم رنگ شده در هیکل یک استاد دانشگاه نوشت:

ريیس‌جمهور آینده باید مثل حاج‌ قاسم باشد

 

انتخابات آینده ریاست‌جمهوری به چهره‌های جدید، با ظرفیت، توانمند، مدیر، مودب و با اخلاقی چون او نیاز دارد و در این صورت چه نیازی است که با تکرار نام چند چهره تکراری نه چندان دلچست، ذائقه جامعه را تلخ و مردم را نسبت به آینده نظام دلسرد کنیم؟

ایسنا: «محمد صادق کوشکی» مدرس دانشگاه، در مطلبي در سايت مشرق نوشت كه رييس‌جمهور آينده بايد فردي با ويژگي‌هاي سردار قاسم سليماني، فرمانده سپاه قدس باشد.

در بخش‌هايي از اين يادداشت آمده است وبنقل از دیگران:
  او را یک استراتژیست متفکر و عمیق و قدرتمندترین بازیگر خاورمیانه یاد کرده‌اند
او در عین حال به رئیس جمهورهای قبلی هم لگدی زدوگفت 
تجربه ثابت کرده که به رئیس‌جمهور تئوری‌پرداز، خودفیلسوف‌بین، متفرعن ، کم‌ظرفیت، بی‌جنبه و ...نیازی نداریم . رئیس جمهور باید مجری قانون، مطیع رهبری، دارای مجموعه بدنه هماهنگ اجرایی، صاحب درک دقیق از اهداف و برنامه‌های کلان نظام و مومن به آن باشد و کوچکترین شائبه‌ای از ایستادگی در برابر رهبری و بی‌اعتنایی به راهبردها و سیاست‌گذاری‌های اعلام شده از جانب ایشان در سوابق او موجود نباشد.
رئیس‌جمهور آینده باید چهره‌ای با خصوصیات حاج قاسم باشد؛
کوشکی ضمن اعتراف به قحط الرجالی در نظام ولایت گفت
حاج قاسم هم اکنون چهره‌ای بین‌المللی است ودوستان هم می‌دانند که او تا کنون لبخند رضایت ولی فقیه را با دنیا معاوضه نکرده و از مصادیق " و من ینتظر" است!
حالا با شناختی که تنها بصورت محوری از دژخیم اطلاعاتی صادق کوشکی پیدا کردیم سراغ اراجیف واعترافات او میرویم که ببینیم در رابطه با فیلم سفارشی وشکست خورده ماجرای نیم روز، چی میگوید .

 
هابیلیان نوشت کوشکی :
در سینما هم یک کار با نام «توهم» ساخته حاجی میری را داشته ایم که اولین ساخته او بود و حاتمی کیا هم در یک سکانس کوتاهش بازی می کرد.

فیلم ماجرای نیمروز را علیه مجاهدین وتاریخچه آن ساخته اند اما برسرسازندگانش خراب شد وبازهم خواهد شد



.... من دیگر یادم نمی آید فیلمی دراین زمینه ساخته شده باشد.
به نوع خیلی کمرنگی، مرحوم ملاقلی پور در "فیلم پناهنده" اشاره ای به سازمان مجاهدین کرده اما بدون اسم و خیلی کمرنگ.
یک کار هم «سیانور» بود که سال قبل به نوعی خواست مقطعی از تاریخ سازمان مجاهدین خلق را نشان بدهد و
 مزدور دوره گرد اطلاعات جنایتکار وشکنجه گر انجمن نجات واطلاعات ابراهیم خدا بنده فیلم سیانور را برای وزارت اطلاعات واطلاعات سپاه تبلیغ میکند
 کار «ماجرای نیمروز» که می خواست آنچه بر سازمان بعد از انقلاب رفت را نشان بدهد.
در همین مقدمه اولیه کوشکی بی پرده گفت با فیلم وفیلم سازی از پس یک سازمانی مردمی وبزرگ نتوانستیم بر بیائیم زیرا حقانیت وتاریچه اش آنقدر بزرگ وشکوهمند است که با فیلم "توهم" یا "پناهنده" یا "سیانور"که سفارشی وزارت اطلاعات وسپاه پاسداران بود خدشه ای به این تاریخچه وارد نشد وجعلیات وتحریف های تاریچه ای را کسی باور نکرد.
کوشکی مسئول روابط عمومی وزارت اطلاعات در دوره احمدی نژاد اما در باره فیلم ماجرای نیمروز اعترافات خاص تری کرد.
ضمن اینکه همزمان توی سر سازندگان ودست اندرکاران این فیلم درخواستی وسفارشی وزارت اطلاعات از جمله مهدویان زد که اینها کوک وبچه بودند وجوانهای بیسواد هستند که تاریخ را خوب نمیدانند ومشاوران آنها که منظورش البته هاشمی نژاد وچک کنندگان محتوای فیلم که همه دژخیمان اطلاعات واطلاعات سپاه بودند هم آدمهای قدری نیستند .
محمد صادق کوشکی مسئول روابط عمومی وزارت اطلاعات در دوره احمدی نژاد با زیرکی وادبیات آخوندی - پاسداری اینجور حرفهای بالا را بیان کرد:
"از یک فیلمساز جوان که دغدغه دارد و بلد است و دوست دارد که در این زمینه حرکت کند، توقع می رود که بار تحقیقاتی اش را خیلی سنگین ببندد. فرم کار آقای مهدویان خاص و جذاب است و در مدار ۷۰ و ۱۰۰ ساله سینمای ایران حرکت نمی کند و کسی که این نوگرایی در فرم را دارد، توقع می رود که لااقل مشاورین گردن کلفت و قَدَری در حوزه تاریخ داشته باشد. حالا اگر می خواهد با شاهدان عینی هم گفتگو کند خیلی خوب است اما بار کار تحقیقی را نباید روی دوش چند شاهد عینی گذاشت.
ایشان اگر خاطرات مجاهدین خلق را می خواند، خوب بود. کتاب هایی که در این زمینه بود را می خواند، خوب بود. با بچه های سپاه، دادستانی، کمیته و حتی اعضای منافقین صحبت می کرد خوب بود. شاید این کار را هم کرده باشد اما من ندیدم که با مورخ قدری مشاوره کرده باشند. یا اگر هم بوده، تاثیرش در کار ایشان قابل مشاهده نیست و اشکالاتی به روایت ایشان وارد است."
 مسئول روابط عمومی وزارت اطلاعات در دوره احمدی نژادمحمد صادق کوشکی در این مصاحبه به "عظمت سی خرداد" اعتراف میکند وترس وحشت خود را بعد از این همه سال نمیتوانداز "بوی سرنگونی " پنهان کند ضمن اینکه ناخواسته تحریف تاریخچه مجاهدین توسط یک مشت پاسدار اطلاعاتی تازه به دوران رسیده در برابر این سئوال که
جزییاتی از اشکالات تاریخی این فیلم را می‌توانید به صورت مصداقی ذکر کنید.
برملا میکند ومیگوید: 
"این فیلم با صحنه ای از ۳۰ خرداد شروع می شود. حرکت منافقین در این روز خیلی خاص بود و از همه تهران و همه شهرهای بزرگ میلیشیا را فراخوان زدند و بعد از ظهر ۳۰ خرداد نیروها را از میدان ولی عصر تا سر خیابان قرنی و میدان فردوسی بسیج کردند و مسیر را پر از آدم کردند و رقم آن ها بالای چند هزار(500هزار نفر یا نیم میلیون ) نفر بود.
 
۳۰ خردادی که «ماجرای نیمروز» نشان می دهد، دعوای ۳۰ یا ۴۰ نفر با هم است و بیننده ای که ۳۰ خرداد را می بیند، می گوید حالا چند تا منافق آمده اند و یک دختری یک بیانیه خوانده و عده ای آن ها را زده اند و آن ها هم یک اتوبوس و تاکسی آتش زده اند و این مگر چه اشکالی دارد؟ ... آن ها داشتند کودتا می کردند در حالی که در فیلم ما بوی براندازی را حس نمی کنیم. فراخوان دادند تا برای براندازی جمع بشوند. کاش روزنامه مجاهد که ۳۱ خرداد منتشر شد را می خواندند تا بفهمند ماجرا خیلی بزرگتر بوده است. آن روز خدا کمک کرد و مردم(تمامی چماقداران وقمه کشان وحزب جمهوری وبسیجی) آن قضیه را جمع کردند و الا اگر به بچه های سپاه و کمیته و دادستانی بود، شاید چیزی از نظام باقی نمی ماند.یعنی توان مقابله با جمعیت سازماندهی شده ومردمی را نداشتیم" 
خلاصه دژخیم کوشکی که برای رفع ورجوع آمده بود توی سر هاشمی نژاد هم زد وآنچه از این همکار اطلاعاتی خود میخواست دریافت نکردچون کوشکی که به کمتر از نابودی مجاهدین راضی نیست حسابی از اینکه یک مشت پاسدار اطلاعاتی نه تنها کاری با فیلم ماجرای نیمروز نکرد شکار بود .
آری آخوندها وپاسداران ودژخیمان نمیتوانند نورهای مردمی وآرمانی وملی مجاهدین را با دهنهای کثیف وآلوده شان خاموش کنند .
اگر خمینی توانست با تحریم وسانسورمجاهدین را مطرح نکرده وبه حساب نیاورد وبا قتل عام آنها را نابود کند .
اگرخامنه توانست با کشتار وسرکوب ومزدور وبریده مزدور کاری علیه مجاهدین پیش ببرد. این جماعت پاسدار اطلاعاتی تازه بدوران رسیده وآدمکش وبیسواد هم میتوانند با فیلم سازی کاری بکنند .
مجاهدین با مهاجرت بزرگ در نقطه دیگری در سطح داخلی وبین المللی قرار گرفتند وهمه دژخیمان پاسداران مزدوران وبریده مزدوران هم با تغییر دوران وفروپاشی سیاست مماشات وبر باد رفتن سفره وخان نعمتی که اوباما برای خامنه پهن کرده بود بوی سرنگونی را بیشتر وبهتر از همیشه میشنوند 
روز پیروزی حق بر باطل وتحقق حاکمیت مردمی در ایران نزدیک است ،که برای ملاها ودژخیمان ومزدوران وبریده مزدوران بد سرنوشتی خواهد بود


 





ه‍.ش. ۱۳۹۶ اردیبهشت ۶, چهارشنبه

افشای شعبه پوششی وزارت اطلاعات موسوم به «نجات» در استان مازندران قسمت سوم فشار و آزار و اذیت و مصادرة اموال خانواده مجاهدین

افشای شعبه پوششی وزارت اطلاعات موسوم به «نجات» در استان مازندران قسمت سوم

فشار و آزار و اذیت و مصادرة اموال خانواده مجاهدین
رژیم تاریخ گذشته آخوندی در مصاف با هماورد تاریخی – ایدئولوژیکی خودش مجاهدین خلق از فردای پیروزی انقلاب از هیچ‌گونه دنائت و خباثتی دریغ نکرده است. از انواع دروغ و دغل‌کاری تا اقدامات تروریستی که اتفاقاً بانی و سرچشمه آن‌ها هم خود خمینی بوده است و در این مسیر حتی از انفجار امام رضا و خانه خدا هم دریغ نکرده است.
البته رژیم به این هم بسنده نمی‌کند به هر خس و خاشاکی چنگ می‌زند تا به‌زعم خودش با درگیر کردن نیروی اصلی سرنگون کننده، زمان برای حاکمیت ننگینش ذخیره نماید به‌طور مثال رژیم جنایتکار آخوندی در استان مازندران از اینکه نتوانسته به لطایف‌الحیل مجاهدین اشرفی و خانواده‌هایشان را به‌رغم هرگونه فشار و ارعاب به تسلیم وادارد دست به توطئه‌های دیگری می‌زند یکی از این توطئه‌ها مصادر اموال خانواده‌های مجاهدین است. یکی از این نمونه‌ها در رابطه با خانواده نعمت اولیایی دریکی از شهرهای استان مازندران یعنی تنکابن اتفاق افتاده است.
موضوع ازاین‌قرار بوده که برادر بزرگ‌تر نعمت اولیایی به نام عطا اولیایی که در دهه ۶۰ تعداد ۴-۵ بار به جرم هواداری از سازمان دستگیر و زندانی‌شده بود و قریب به ده سال هم در زندان بود در سال ۹۲ فوت می‌کند و همسر برادرش با دو پسرش در خانه پدری نعمت اولیایی زندگی می‌کردند. حدود چهلم برادر نعمت، دادگاه طی حکمی تمام اموال پدری او را مصادره نمود. علت مصادره عضویت نعمت اولیایی در سازمان مجاهدین خلق بوده است.
روزنامه جمهوری اسلامی سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳ –صفحه ۸
شماره8-min
قابل‌توجه اینکه اموال پدر نعمت اولیایی متعلق به شش خواهر و پنج برادر دیگر وی می‌باشد.
جالب اینجاست که طبق حکم می‌بایستی تا شب عید همان سال همسر برادر نعمت اولیایی خانه را ترک و البته جز خیابان جای دیگری هم برایشان متصور نبود. جالب‌تر اینکه بقیه بستگان خانواده اولیایی برای اینکه مانع چنین وضعیتی برای همسر برادر نعمت اولیایی شوند قریب به بیست میلیون تومان خرج دادگاه و وکیل می‌کنند تا خانه خودشان را از چنگ غارتگران و جنایتکاران ولی‌فقیه ارتجاع بیرون بیاورند و البته بقیه اموال پدری نعمت اولیایی که در حکم بی دادگاه آمده کماکان مشمول مصادره دادگاه شده است.
نعمت اولیایی در یک مصاحبه یکی دیگر از اقدامات جنایتکاران آخوندها در مورد خانواده خود در سال ۶۰ را چنین توضیح داد: «در شرایطی که من و برادرم و خواهرم در زندان بودیم و در همان زمان پدرم به خاطر فشارها و تألمات روحی سکته و فوت کرد او را به سردخانه بیمارستان شهر منتقل کردند بعد از مدتی برادرم را با چشم‌بند از زندان به بیمارستان می‌برند با همان چشم‌بند او را به سردخانه می‌برند و بدون خبر، درست در چند سانتی جسد پدرم چشم‌بند برادرم را باز می‌کنند. این هم فراز دیگری از سینه‌چاکی رژیم در رابطه با خانواده. اما یکی از فرآورده‌های صنایع نعل وارونه زدن آخوندی،”دفاع از حریم مقدس خانواده است ”البته خواننده به سیاق فرآورده‌های دیگر، گرای عکس آن را می‌گیرد و فراموش نمی‌کند که همین آخوندهای جهل و جنایت آخوندی بودند که موجب سکته انبوه پدران و مادران بعد از شنیدن خبر اعدام فرزندانشان شدند و انبوه پدران و مادران در زندان‌ها گروگان فرزندانشان بودند و بعضاً اعدام هم شدند اما ناگهان گربه عابد مسلمانا شده و بعد از آزمودن همه راه و روش‌های رذیلانه در مصاف با کانون مقاومت سراسری، این بار به کثیف‌ترین حربه دست یازید»
در شرایطی که رژیم در باتلاق سرنگونی افتاده و هرچه بیشتر دست‌وپا میزند بیشتر در آن فرو می‌رود و از طرفی دست آخوندها از حمله و هجوم و کشتار مجاهدین و موشک‌باران و عملیات تروریستی کوتاه شده، بیشتر از همیشه به اهرم‌های مستعمل و ترفندهای لو رفته رو آورده و گماشته‌های اطلاعات آخوندی در استان‌های مختلف جایگزین آدمکشان قبلی مجاهدین شده‌اند. ولی ضروری است که به همة مأموران و گماشته‌های اطلاعات آخوندی اطمینان بدهیم که مردم ایران پرونده‌های آن‌ها را برای روز حساب؛ در حافظة تاریخی خودشان دارند و هرگز فراموش نخواهند کرد.

افشای شعبه پوششی وزارت اطلاعات موسوم به «نجات» در استان مازندران قسمت اول معرفی مزدوران وماموریتهایشان



افشای شعبه پوششی وزارت اطلاعات موسوم به «نجات» در استان مازندران قسمت اول

 معرفی مزدوران ،کارکردها وماموریتهایشان




تمام هم‌وغم رژیم و عمده انرژی حداقل چند وزارت خانه آن، یعنی وزارت اطلاعات، وزارت کشور، وزارت خارجه و وزارت ارشاد و همچنین سایر نهادهای عریض و طویل سرکوبگر و نهادهای مختلف صدور تروریسم، به مقابله با مقاومت مردم ایران و نیروی محوری آن، سازمان مجاهدین اختصاص دارد.

وزارت اطلاعات، مأموران و گماشته‌های خودش را به اشکال مختلف علیه مجاهدین بکار می‌گیرد. برخی از این اشکال و کارکردها با عوامل مجری آن ازاین‌قرار است:

۱٫ مراجعه به بستگان اشرفی‌ها در داخل کشور به‌منظور به‌کارگیری آن‌ها علیه مجاهدین با روش تهدید و تطمیع برای تهیه و ارسال نامه و تومار به ارگان‌های حقوق بشری و اعزام اجیرشدگان ولایت در سیرک وحوش ولایت در اطراف اشرف و یا لیبرتی تحت عنوان خانواده به‌منظور زمینه‌سازی و مشروع کردن کشتار مجاهدین

۲٫ اعزام گماشته‌های وزارت اطلاعات تحت عنوان «اعضای سابق مجاهدین» به سیرک ولایت در اطراف اشرف

۳٫ شرکت عوامل وزارت اطلاعات در نمایش‌ها و جعلیات وزارت تحت عنوان «مستند»، فیلم سینمایی، برنامه‌های تلویزیونی، کنفرانس خبری یا نمایشگاه و همایش در دانشگاه‌های مختلف به‌منظور دروغ‌پردازی علیه مجاهدین برای مقابله با گسترش اجتماعی سازمان

عوامل وزارت اطلاعات و عناصر اصلی شعبه آن تحت عنوان «انجمن نجات» در استان مازندران

مسئولیت این تشکل پوششی اطلاعات آخوندی در مازندران بر عهده مزدور پیشانی سیاه ایرج صالحی است. این مأموران به همراه تعداد دیگری از عوامل و عناصر جنایتکار وزارت اطلاعات در شهرهای مختلف دست‌اندرکار مستقیم فشارها و ارعاب و اعمال ضد انسانی علیه خانواده‌های مجاهدین هستند.

این انجمن پوششی وزارت اطلاعات حلقه یی از زنجیره ارگان‌های سرکوب و جاسوسی رژیم آخوندی علیه مجاهدین و مقاومت است. حیطه اصلی فعالیت‌های این ارگان در داخل کشور است اما آخوندها برحسب ضرورت و درماندگی، پادوهای خودشان را قبلاً به عراق هم می‌فرستادند. وزارت اطلاعات همچنین مقاصد سیاسی خودش علیه مجاهدین را با استفاده از ” انجمن نجات ” در عراق دنبال می‌کرد و در این زمینه از همکاری کامل وزارت خارجه, سفارت رژیم در بغداد و نیروی قدس سپاه که ارگان تروریستی برون‌مرزی رژیم است برخوردار بود.

ایرج صالحی، هادی شعباتی، محمدرضا اسکاردی و تعداد دیگری از عوامل خودفروخته وزارت اطلاعات، از مهره‌های اصلی سرکوب خانواده‌های مجاهدین در استان مازندران و مجری خطِ دژخیمان اطلاعاتی می‌باشند. آن‌ها با شرکت در نمایش‌ها و خیمه‌شب‌بازی‌های مختلف که توسط شعبات پوششی وزارت اطلاعات موسوم به هابیلیان و نجات رژیم در استان‌های مازندران، خراسان، اصفهان، یزد و … برگزار می‌گردد، به انجام وظایف محوله علیه مجاهدین و اشرفی‌ها می‌پردازند. تعریف و تمجید از جنایتکارترین دیکتاتوری تاریخ و بازگو کردن خواب‌ها و آرزوهای ولی‌فقیه ارتجاع برای از بین بردن تشکیلات مجاهدین از وظایف آن‌هاست.

اعزام مزدوران، تحت عنوان خانواده به اشرف و پشت دیوارهای لیبرتی گفتیم وزارت اطلاعات در هماهنگی با نیروی تروریستی قدس و زیر نظر مرکز تروریستی رژیم در بغداد، ضمن سوخت‌رسانی، به سیرک رسوا و شکست‌خورده خامنه‌ای – مالکی در اشرف، آن را پشتیبانی، برنامه‌ریزی و هدایت می‌کرد و در هماهنگی با جوخه‌های مرگ مالکی، برای پیشبرد هدف اصلی رژیم ملأها که درواقع کشتار ساکنان اشرف بود، مزدوران و مأموران خودش را به عراق می‌فرستاد.

ایرج صالحی، هادی شعباتی و بقیه مزدوران شاغل در شعبه پوششی وزارت تحت نام انجمن نجات مازندران با فشار آوردن و تهدید و تطمیع عده یی را اجیر کرده، به سیرک وحوش ولایت در اطراف اشرف و بعدازآن هم به لیبرتی، اعزام می‌کردند. همان سیرکی که در اشرف طی ۶۷۷ روز با بیش از ۳۲۰ بلندگو بین سال‌های ۸۸ تا ۹۰ به شکنجه روحی و آزار و اذیت مجاهدین و لجن پراکنی به‌منظور هموار کردن جاده کشتار و مشروع کردن قتل‌عام اشرفی‌ها مشغول بودند.

اما وقتی انزجار عمومی در داخل و خارج ایران از این کارزار کثیف هرروز گسترده‌تر شد و خانواده‌های حقیقی مجاهدین دست رد به سینه دیکتاتوری دینی زدند، اطلاعات آخوندی مجبور شد همه پرده‌ها را کنار بزند و مأموران حرفه یی و پیشانی سیاه خود را که هیچ ارتباط خانوادگی با ساکنان اشرف نداشتند؛ جهت اجرای مأموریت به اشرف بفرستند. تعدادی از مزدوران لورفتة اطلاعات در مازندران ازجمله ایرج صالحی، هادی شعباتی و… بارها ازجمله در مهرماه و آبان ماه سال ۸۹ و فروردین سال ۹۰ به سیرک وحوش ولایت در اطراف اشرف اعزام شدند تا علاوه بر مشروع کردن هرگونه حمله و هجوم علیه اشرفی‌ها، برای قتل‌عام و کشتار بیشتر زمینه‌سازی کنند.

ايرج صالحي

یکی دیگر از وظایف این گماشته‌های اطلاعات آخوندی، شرکت در نمایش مشترک وزارت اطلاعات و نیروی تروریستی قدس در بغداد بود که در همکاری با جوجه‌های مرگ مالکی علیه مجاهدین برگزار شد. هدف از برگزاری این نمایش مشروع کردن کشتار و حمله و هجوم به مجاهدین در اشرف تحت عنوان «خواست مردم عراق» بود.

وزارت اطلاعات برگزاری جلسات علیه مجاهدین در بغداد را از طریق نماینده وزارت اطلاعات به نام حاج علی رشادتمند و نمایندگان نیروی قدس، علیرضا نوبخت و ناصری، پیش می‌برد.

وظیفه وزارت اطلاعات این بود که تعدادی از مأموران اطلاعاتی خارج کشوری خود را از اروپا به عراق بیاورد و آن‌ها را تحت عنوان اعضای قدیمی سازمان یا اعضای خانواده اشرفی‌ها، در این جلسات معرفی بکند. این مأموران عبارت بودند از: محمدحسین سبحانی، عباس صادقی نژاد، حسن عزیزی، مهدی خوشحال، علی قشقاوی و غیره. مسئولیت اکیپ خارج کشوری بر عهده جاسوس و مأمور پیشانی سیاه وزارت اطلاعات، مسعود خدابنده بود. برنامه‌ریزی این اکیپ، به عهده نمایندگان نیروی قدس در سفارت، ناصری و نوبخت بود.

هم‌زمان با آوردن اکیپ مأموران خارج کشوری وزارت اطلاعات، رژیم نزدیک به ۲۵ نفر از مأموران اطلاعات در داخل کشور را هم از تهران به بغداد اعزام کرد. اعضای این اکیپ توسط سفارت رژیم، دریکی از هتل‌های کاظمین مستقر شدند و توسط حاج علی رشادتمند نماینده وزارت اطلاعات توجیه شدند و قرار شد که از آن‌ها تحت عنوان خانواده اشرفی‌ها، در برنامه‌های مختلف استفاده بشود. مأموریت اصلی مأموران اطلاعاتی که از اروپا و کانادا آمده بودند، دیدار با هیئت‌های بین‌المللی در بغداد و شرکت در جلسات دولتی و پارلمانی بود تا ضمن تأیید سیاست‌های مالکی در قبال مجاهدین، زمنیة لازم را برای تهاجم به اشرف در پایان ضرب‌الاجل فراهم کنند.

شرکت در شوهای تبلیغاتی وزارت اطلاعات

مزدوران مهران كريمدادي ـ ايرج صالحي22

آنچه آخوندها را وحشت‌زده کرده و می‌کند، گرایش و استقبال هم‌وطنانمان و بخصوص جوانان در داخل کشور است. به همین دلیل، رژیم آخوندی در کابوس سرنگونی، هر دژخیم و شکنجه‌گر یا مزدور و نفوذی سوخته و بلا مصرف را به صحنه شوهای اطلاعاتی در تلویزیون می‌آورد. آن‌ها هم دشنام‌ها و افترائات و جعلیات هزار بار مصرف‌شده علیه مجاهدین را در تلویزیون آخوندی نشخوار می‌کنند.

مزدور ايرج صالحي-minمطبوعات و رادیوتلویزیون حکومتی چند سالی است که سریال‌ها و برنامه‌های متعددی را علیه مجاهدین سرهم‌بندی و پخش می‌کنند تا شاید بتوانند از امواج استقبال اجتماعی و بخصوص جوانان، از مجاهدین به‌عنوان الگو و شاخصی برای ایستادگی در مقابل آخوندها کم کنند. یکی از این برنامه‌ها تحت عنوان «پایانی بر پایان» بود که در ۴۷ قسمت پخش شد و گماشته‌های اطلاعات آخوندی در مازندران از عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی آن بودند.

لیست دست‌اندرکاران تهیه این شو تلویزیونی که در انتهای هر برنامه روی صفحه تلویزیون ظاهر می‌شود، بیانگر ماهیت و اهداف این برنامه‌هاست. ترکیبی از وزارت اطلاعات تا شعبات پوششی آن و تا ارگان‌های صدور تروریسم که وحشت آخوندها از مجاهدین و اشرف را نشان می‌دهد. جالب‌توجه اینکه نام شعبه پوششی وزارت اطلاعات تحت عنوان «انجمن نجات مازندران» به دنبال اداره اطلاعات همین استان آمده است که به‌خوبی نشان می‌دهد که آن‌ها به اداره اطلاعات استان وصل هستند و خط‌وربط و بودجه و کنترل آن‌ها در دست وزارت جعل و جنایت اطلاعات می‌باشد.

در سال ۹۵ به مناسبت ۱۹ بهمن، عاشورای مجاهدین، در تلویزیون آخوندی یک کلیپ در موردحمله و هجوم پاسداران جنایتکار به پایگاه اشرف زنان مجاهد و سردار خلق موسی خیابانی پخش شد که توسط هابیلیان شعبة وزارت اطلاعات تهیه‌شده بود.

در انتهای این کلیپ این نوشته به چشم می‌خورد: «با تشکر فراوان از: کانون فرهنگی هابیلیان / وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی / اداره اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی/ اداره اطلاعات و انجمن نجات استان‌های: مازندران، کرمانشاه و مشهد مقدس /مدیریت بین‌المللی آستان قدس رضوی». تابلویی که به‌روشنی نمایانگر هویتِ چنین انجمن‌ها و نهادهای دست‌ساز فاشیسم مذهبی علیه مجاهدین و مردم ایران است.

ايرج صالحي-minعلاوه بر این‌ها شرکت در سایر برنامه‌های تلویزیونی رژیم از تلویزیون فارسی‌زبان موسوم به العالم تا پرس تی وی که تلویزیون انگلیسی‌زبان آخوندهاست از دیگر وظایف محوله به پادوهای وزارت اطلاعات در مازندران است.

نمایش‌های جعل و دروغ علیه مجاهدین در دانشگاه‌ها

فضای ملتهب دانشجوها و قشر جوان کشور و گرایش آن‌ها به سمت مجاهدین، رژیم ضدمردمی را به دست‌وپا انداخته تا برای مقابله با محبوبیت و نفوذ مجاهدین، اقدام به برگزاری نمایش‌هایی تحت عنوان همایش و جلسات و نمایشگاه‌های مختلف بخصوص در دانشگاه‌های کشور بکند. یک نمونه آن برگزاری نمایش در دانشگاه یزد در تاریخ ۲۶ آذر ۹۵ بود که وزارت اطلاعات، ایرج صالحی را از مازندران به آنجا اعزام کرد تا در کنار کمک بازجو ابراهیم خدابنده به دروغ‌پردازی علیه مجاهدین بپردازد.

در همین رابطه خبرگزاری ایسنا رژیم در رابطه با نمایش وزارت اطلاعات در دانشگاه حائری یزد گزارش کرد: «”ابراهیم خدابنده” طی سفر به یزد در جمع خبرنگاران اظهار کرد:… مجاهدین خلق همیشه با تمرکز روی نقطه‌ضعف‌ها و معرفی خود به‌عنوان راه‌حل رفع مشکلات اقدام به فریب دادن جوانان و جذب آن‌ها… می‌کند… “ابوالقاسم یغمایی” مسئول انجمن نجات یزد نیز در این نشست گفت: اعضای این انجمن تلاش می‌کنند که در وهلهٔ اول جوانان امروز به چنگ این گروهک نیفتند و بعداً نیز اعضای فریب‌خورده از این گروهک جدا شوند. “ایرج صالحی” عضو جداشده و مسئول انجمن نجات مازندران نیز گفت: اعضای [مجاهدین] به‌دوراز هرگونه وسایل ارتباط‌جمعی زندگی می‌کنند و ارتباطشان با محیط بیرون از قرارگاه قطع نگاه داشته می‌شود.» (خبرگزاری ایسنا – ۲۹ آذر ۹۵)

البته این تنها نمونه ازاین‌دست نمایش‌ها نبود قبلاً نیز چنین نمایشگاه‌هایی توسط آخوندها برگزار گردیده بود برای نمونه وزارت اطلاعات طی سال ۹۱ نمایشگاه‌هایی را در بیش از ۱۵ استان برگزار کرد در برخی از این نمایش‌ها گماشته‌های اطلاعاتی در استان مازندران شرکت کرده بودند ازجمله.

– دانشگاه آزاد لاهیجان با شرکت مزدوران علی مرادی، صمد نظری، قربانعلی پوراحمدی از ۶ تا ۸ اسفند ۹۱

– مجتمع فرهنگی فجر در سنندج با شرکت مزدوران صمد نظری، هادی شعبانی و علی مرادی از ۴ تا ۸ تیر ۹۲

– دانشگاه شاهرود با شرکت مزدوران ایرج صالحی، ابراهیم خدابنده، علی مرادی و علی اکرامی طی روزهای ۷ و ۸ اردیبهشت ۹۳

نکته قابل‌توجه این بود که رژیم رسماً اعتراف کرد که این نمایش‌ها و به‌طور مشخص نمایش در دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل توسط وزارت اطلاعات و با به‌کارگیری همین گماشته‌های وزارت برگزارشده است. در همین رابطه ارگان باند فاشیستی مؤتلفه نوشت: «قابلیت‌های همایش و نمایشگاه دگردیسی [مجاهدین]

چندی پیش به همت اداره کل اطلاعات استان مازندران، اولین همایش و نمایشگاه دگردیسی در [مجاهدین] در دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل برگزار و طی چهار روز اجرای آن با استقبال کم‌نظیر اساتید، دانشجویان و دانش‌آموزان خصوصاً نسل سوم مواجه شد. این اقدامِ فرهنگی درخورِ تشکر و تحسینِ اداره کل اطلاعات استان مازندران، نقشِ بسیار ویژه و برجسته‌ای، در روشنگری ماهیت و نقش [مجاهدین] در سطح منطقه داشت… یکی از نقاط قوت این همایش، همین برپایی جلسات پرسش و پاسخ بود که عموماً کارشناسان تاریخی و برخی اعضای سابق [مجاهدین] به حاضرین پاسخ می‌دادند… به نظر می‌رسد که اداره کل اطلاعات استان مازندران توانسته است در این همایش به بسیاری از سؤالات جوانان، نوجوانان، دانشجویان و کارشناسان پاسخ مناسبی دهد که واقعاً باید به سربازان گمنام امام زمان خسته نباشید گفت». (روزنامه رسالت – ۲۰ فروردین ۹۲)

آخوندها از این واضح‌تر نمی‌توانستند اعتراف کنند که سرنخ این نمایش‌ها و همایش‌ها دست وزارت بدنام اطلاعات است و هدفش هم به اذعان خودشان ترس و نگرانی از جوانان و نوجوانان و دانشجویان و اقبال آن‌ها از مجاهدین است.

افشای شعبه پوششی وزارت اطلاعات موسوم به «نجات» در استان مازندران قسمت دوم شرکت در نمایش سپاه پاسداران

افشای شعبه پوششی وزارت اطلاعات موسوم به «نجات» در استان مازندران قسمت دوم

شرکت در نمایش سپاه پاسداران
از دیگر وظایف مأموران شعبه وزارت سرکوب و کشتار در مازندران موسوم به نجات، شرکت در نمایش‌های ساخته‌وپرداخته اطلاعات آخوندی و نیروی تروریستی قدس است. یک نمونه از این نمایش‌ها در مرداد سال ۹۵ هم‌زمان با سالگرد عملیات کبیر ملی و میهنی فروغ جاویدان بود که توسط ارگان سپاه پاسداران موسوم به فارس برگزار شد.
شماره5-min پادوی وزارت جعل و جنایت به نام هادی شعبانی در این نمایش گفت: «شرایط بعد از انقلاب طوری بود که همه گروه‌ها فعالیت داشتند، اما برخی‌شان مثل سازمان مجاهدین خلق یا چریک‌های فدایی، چون مسلح بودند، خیلی از جوان‌ها جذب آن‌ها می‌شدند. از طرفی، آن‌ها سابقه مبارزاتی از زمان شاه نیز داشتند و در این راه به‌اصطلاح شهید هم داده بودند و همین برای ما ایجاد انگیزه می‌کرد»
ایرج صالحی دیگر گماشته اطلاعات آخوندی گفت: «در ایران … با ما برخورد خوبی شد، حتی وقتی در قرنطینه بودیم… وقتی به ایران آمدیم به ما گفتند … اگر استعلامی از گذشته شما می‌خواستند، ما کمک می‌کنیم… اگر کار خوبی کنید، پاداش آن را می‌گیرید و اگر کار بدی کنید مجازات می‌شوید». (اینترلینک – ۱۱ مرداد ۹۵)
شماره6-minحال که برخی مأموریت‌ها و وظایف تشکل پوششی وزارت اطلاعات در استان مازندران را بررسی کردیم نگاهی به کارنامه ننگین یکی از مزدوران استان مازندران می‌اندازیم:
گماشتة حقیر اطلاعات آخوندی؛ محمدرضا اسکاردی
پس از جنایت بزرگ ارتش تحت امر مالکی در اشرف در روز ۱۹ فروردین ۹۰) روز نهم تیرماه ۹۰ یعنی کمتر از سه ماه بعد محمدرضا اسکاردی و ۳ تن دیگر از «وارفتگان» صحنه جنگ! (زهرا میرباقری، غفار بالافکنده و عین‌الله شعبانی) توسط وزارت دفاع «عراق»! به‌منظور سفیدسازی دولت مالکی از این جنایت بزرگ در یک شو کثیف و مسخره مطبوعاتی شرکت کردند و به توجیه جنایت آدمکشان ارتش مالکی پرداختند.
مزدور اسكاردي-minوزارت اطلاعات آن‌ها را چند هفته قبل از این نمایش به ایران برد و بعد از دادن آموزش‌های ضروری به بغداد آن‌ها را برگرداند. سپس در هتل مهاجر بغداد که تحت کنترل سفارت رژیم است، ناصری که از مأموران نیروی تروریستی قدس در سفارت رژیم در بغداد و از عناصر کمیته سرکوب اشرف در نخست‌وزیری عراق، بود. آن‌ها را توجیه کرد و بعد هم آن‌ها را به وزارت دفاع عراق بردند.
دانایی‌فر سفیر رژیم در بغداد هم هفته قبل از آن صراحتاً اذعان کرد که حکومت آخوندی تمامی مخارج هتل و رفت‌وآمد مزدوران مستقر در هتل مهاجر را تأمین می‌کند (روزنامه اعتماد رژیم، ۲ تیر ۹۰)
اسکاردی را بعدازاین همدستی در جنایت، به ایران تحت حاکمیت ملایان بردند و در شعبه وزارت اطلاعات استان مازندران مشغول به خدمت شد. او به‌سرعت مسیر خودفروشی را طی کرد و به نشخوار جعلیات گشتاپوی آخوندی در شبکه‌های تلویزیونی دیکتاتوری آخوندها پرداخت.
اسکاردی، در یک گزارش پخش‌شده از تلویزیون عرب‌زبان نیروی تروریستی قدس، خواست و توافق دوجانبه خلیفة ارتجاع با پسرخوانده‌اش نوری مالکی را تکرار کرد و گفت: «از دولت عراق می‌خواهم که دیوارهای قرارگاه را باز کند برای نجات کسانی که به‌زور در زندان‌ها بازداشت‌شده‌اند. سازمان [مجاهدین] خلق… علیه عراق توطئه می‌کند». (تلویزیون عرب‌زبان رژیم به‌نام العالم، ۹ تیر ۹۰)
مزدور مفلوک اسکاردی علاوه بر شرکت در برنامه‌های تلویزیون عرب‌زبان ملاها، در برنامه‌های ساخته‌وپرداخته تلویزیون انگلیسی‌زبان رژیم به نام پرس تی وی، هم شرکت کرده.
در ۲۲ اردیبهشت ۹۰، (یعنی حدود یک ماه بعد از حملة ۱۹ فروردین) اسکاردی که توان تحمل شرایط سخت مبارزه با آخوندها رو نداشت، خودش رو تسلیم نیروهای عراقی کرد و به سرپل وزارت اطلاعات و نیروی تروریستی قدس در عراق، موسوم به هتل مهاجر منتقل شد و در اختیار نیروهای اطلاعاتی و امنیتی مالکی در عراق و مأموران وزارت اطلاعات در سفارت رژیم در بغداد قرار گرفت تا قبل از برگشت به زیر حاکمیت آخوندها، علاوه بر تخلیه اطلاعاتی جهت حملات بعدی علیه اشرف، برای مصارف اطلاعاتی و تروریستی دیگری هم بکار گرفته شود.

تابستان ۶۷ کجا بودی؟

تابستان ۶۷ کجا بودی؟

Editorial-min
این «سؤال» اگرچه سؤالی است ساده و روشن، اما محکی است بسیار افشاکننده و رسواگر! که پاسخ به آن، می‌تواند مختصات مدعی را در دوستی یا دشمنی با مردم ایران مشخص کند. پاره‌ای از جانیان به دلیل کتمان‌ناپذیری شراکتشان در چنین جنایت هولناکی و ریختن خون پاک‌ترین فرزندان مردم ایران، جایی برای حاشا ندارند بنابراین منفعت را در این می‌بینند که قساوت بی‌حدومرزشان را تئوریزه کرده، امری عادلانه جلوه دهند و چنین وانمود کنند از این بابت وجدانی آسوده دارند:
– «احمد خمینی: آیا برادران بسیار خوبمان در اطلاعات و زندان‌ها مانند حضرات حجج‌اسلام ری‌شهری، فلاحیان، رازینی، نیری، پورمحمدی، رئیسی، و بسیاری دیگر از همین افراد خوب یعنی برادران مبارزی که به قول امام همه گونه ناسزا را از ساده‌اندیشان موجه تحمل می‌کنند و خم به ابرو نمی‌آورند، از تیمسار نصیری، تیمسار مقدم، ثابتی، منوچهری، حسینی، کمالی و دیگر شکنجه گران شاه در سایر شهرستان‌ها بدترند؟» (۱)
– «مصطفی پورمحمدی: تمام تلاش و سعی بنده این بوده که طبق قانون و شرع [آخوندی] عمل کنم و امروز از لحاظ وجدانی راضی هستم.» (۲)
– «کار هر کسی نبود که چشم فتنه [مجاهدین] را از حدقه دربیاورد و شاید اگر فردی کمی فکر آینده سیاسی یا… خود را می‌کرد از این پرونده گذر کرده و آن را به دیگران وامی‌نهاد! امام روح‌الله آن روز عنان کار را به جمعی سپرد در میانشان نام سید ابراهیم رئیسی نیز می‌درخشید. و آنان را برای درآوردن دمار از روزگار فتنه‌گران … روانه کرد. سید ابراهیم چشم فتنه را آن‌چنان از حدقه بیرون و نسلشان را به تباهی کشاند که دیگر کمر راست نکردند» (۳)
البته مشخص نیست اگر وجدانی چنین آسوده دارند و کارشان عادلانه بوده، چرا حاضر به دفاع از آنچه کرده‌اند به‌صورت رسمی نیستند؟ چرا آمار و ارقام کارشان را منتشر نمی‌کنند؟ چرا ردی از مزار این شهیدان سرفراز به خانواده‌های دردمندشان نمی‌دهند؟ چرا قانون و فتوایی که مبنای چنین جنایت ضدبشری بوده را مخفی و از نمایش آن در تلویزیون حکومتی ابا دارند؟ چرا افشای فایل‌صوتی آقای منتظری که سند غیرقابل‌انکاری بر این جنایت است را گناه نابخشودنی می‌خوانند؟ و بی‌شمار چراهایی که بی‌پاسخ مانده‌اند.
اما واضح است که پیش از هرکس دیگر، آمران و عاملان این جنایت سازمان‌یافته می‌دانند که اعمالشان هیچ پایه قابل دفاعی ندارد و نگرانی‌شان از سرنگونی نظام به دست آلترناتیو قدرتمند انقلابی است. این را در «به میان کشیدن پای شرکا» در همین جدال تقسیم قدرت در پیش رو که عنوان مضحک انتخابات بر آن گذاشته‌اند، به‌خوبی می‌توان دید: «عده‌ای حتی در داخل کشور! با محکومیت اعدام‌های سال ۶۷ و تبلیغ آن به‌عنوان جنایت علیه بشریت سعی در سیاه نمایی پرونده رئیسی دارند. حال‌آنکه اصلاح‌طلبان و حامیان کنونی دولت یازدهم، فراموش کرده‌اند کسانی در آن سال‌ها تصمیم گیر بودند که در حال حاضر جزء پدران معنوی اصلاحات هستند. تغییر مرام‌ها و عبور از ارزش‌ها، برخی را به حدی از استیصال رسانده که بسیاری از اقدامات مؤثر نظام در دهه نخست انقلاب را محکوم یا رد می‌کنند. اقداماتی که خود نیز در به سرانجام رساندن آن‌ها نقش داشتند» (۴)
باوجود چنین شاخص و معیاری، می‌توان میزان صداقت و ادعاهای هر مدعی را سنجید؛ بنابراین نمی‌توان تحت عنوان فریبکارانة «انتخاب بین بد و بدتر» یا «دفع افسد به فاسد» به دعوت شرکت در کلان طرح امنیتی خلیفه ارتجاع تحت نام جعلی «انتخابات» فراخواند. هیچ دژخیم آدمکشی را نمی‌توان رنگ «اعتدالی و اصلاح‌طلب» زد و هرگز نمی‌توان به مضحکه‌ای به نام انتخابات که سرپوش فاشیسم مذهبی حاکم بر «غصب حق حاکمیت ملی» و جنگ قدرت بین باندهای «آدمکش» و «غارتگر» است مشروعیت داد. «بر مبنای کنوانسیون نسل‌کشی، جهان وظیفه دارد هرگز نسل‌کشی را نبخشد و فراموش نکند. کشتار زندانیان پس از پایان جنگ جهانی دوم محکوم شد، زمانی که ژاپنی‌ها ۷۰۰۰ اسیر آمریکایی و فیلیپینی را روانة مرگ کردند، این یک جنایت شرورانه بود و کسانی که آن را سازمان‌دهی کردند، ژنرال‌های ژاپنی، بعدها پس از محاکمه عادلانه اعدام شدند.» (۵) آخوندهای حاکم از هر دسته و باند حکومتی به دلیل دست داشتن در بزرگ‌ترین جنایت دولتی کیفر نیافته پس از جنگ جهانی دوم، تنها شایسته قرار گرفتن در مقابل میز عدالت هستند. هرگونه تلاش برای بدر بردن آن‌ها و ایجاد خدشه در این خواست ملی، خیانتی نابخشودنی است.
(۱) خبرگزاری سپاه موسوم به فارس نامه احمد خمینی به آقای منتظری ۲۰مرداد۹۵
(۲) خبرگزاری سپاه موسوم به فارس ۸مرداد۹۵
(۳) خبرگزاری سپاه موسوم به فارس ۲۱فروردین۹۶
(۴) سایت جنایتکاران اطلاعاتی تحت نام افکار نیوز ۲۹فروردین۹۵
(۵) سر جفری رابرتسون اولین قاضی دادگاه ملل متحد برای سیرالئون ۲۷مرداد۹۳

واکنش دیوانه‌وار سفارت آخوندها در آلبانی به دنبال دیدار سناتور مک کین با رئیس جمهور برگزیده مقاومت درماندگی و وحشت فاشیسم دینی از انتقال پیروزمند مجاهدین و استقبال داخلی و بین المللی

واکنش دیوانه‌وار سفارت آخوندها در آلبانی به دنبال دیدار سناتور مک کین با رئیس جمهور برگزیده مقاومت درماندگی و وحشت فاشیسم دینی از انتقال پیروزمند مجاهدین و استقبال داخلی و بین المللی

logo-min
اطلاعیه ۳۰ فروردین غلامحسین محمدنیا مأمور اعزامی وزارت اطلاعات در آلبانی که تحت عنوان «سفیر» به جاسوسی و توطئه علیه مجاهدین در این کشور اشتغال دارد، واکنش دیوانه‌وار رژیم پلید آخوندی به دنبال دیدار سناتور مک کین با رئیس جمهور برگزیده مقاومت و بازتاب درماندگی و وحشت فاشیسم دینی از انتقال پیروزمند مجاهدین و استقبال داخلی و بین المللی از این امر است. اینکه رژیم آخوندی مجاهدین را کماکان تروریست و سکت وابسته به غرب و شرق بخواند، صرفاً مزید بر افتخار و حاکی از اهتزاز پرچم اشرف نشان مقاومت و تکثیر آن در داخل و خارج ایران است. عهد چرندیات فاشیسم دینی و همگنان و مزدوران مربوطه علیه مجاهدین که در اشرف و لیبرتی جاده صاف کن حملات موشکی و تروریستی بود، سپری شده و دیگر به مفت نمی‌ارزد. 
سفیر رژیم آخوندی، که یک عضو وزارت اطلاعات، مافیای ترور و شکنجه آخوندهاست، با تکرار چرندیات همیشگی علیه سازمان مجاهدین خلق ایران بیهوده تلاش میکند رابطه مجاهدین با مردم و نهادهای آلبانی را مخدوش کند. از سه دهه پیش وقتی رژیم آخوندی نتوانست با قتل عام و ترور، سازمان مجاهدین خلق ایران را نابود کند، با کارزار شیطان سازی و ترویج دروغ در صدد بی اعتبار کردن آن بر آمد. این تبلیغات مسخره برای مردم آلبانی که ۴ سال است سازمان مجاهدین خلق ایران را از نزدیک تجربه کرده اند کمترین ارزشی ندارد وفقط بر نفرت آنها از رژیم پلید آخوندی می افزاید. مردم ایران رژیم آخوندی را پدرخوانده داعش و جامعه جهانی آنرا بانی و حامی اصلی تروریسم بین المللی می شناسند:
۱-رژیم منفور و کثیف آخوندی تاکنون ۶۳ بار توسط ارگانهای مختلف ملل متحد بواسطه نقض حقوق بشر محکوم شده است. ۱۲۰ هزار تن بدلایل سیاسی اعدام شده اند که در بین آنها از دختران ۱۳ ساله تا مادران ۷۰ ساله و زنان باردار به چشم میخورد. براساس فتوای خمینی ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ قتل عام شدند بنحوی که اعتراض جانشین وقت خمینی را بر انگیخت. خمینی او را عزل کرد و تا آخر عمر در بازداشت خانگی بود. ابراهیم رئیسی کاندید نمایش انتخابات ریاست جمهوری کنونی و مصطفی پورمحمدی وزیر دادگستری روحانی دو تن از هیات چهارنفره ای بودند که خمینی برای اجرای این قتل عام منصوب کرده بود. وزیرخارجه آمریکا در روز ۳۰ فروردین گفت، رژیم ایران همچنان یکی از بدترین کارنامه ها در زمینه نقض حقوق بشر را دارا است. مخالفین سیاسی مستمرا زندانی یا اعدام میشوند.
۲- وزیر خارجه آمریکا همچنین در ۳۰ فروردین اعلام کرد: رژیم ایران به حمایت از رژیم سرکوبگر اسد در سوریه ادامه میدهد … که منجر به کشته شدن حدود نیم میلیون سوری و جابجا شدن میلیونها تن دیگر شده است. ….در عراق، ایران از برخی از گروههای شبه نظامی عراقی بویژه از طریق نیروی قدس که برای سالیان زیرآب امنیت عراق را میزند حمایت میکند. … در یمن، ایران به حمایت خود از تلاش حوثی ها برای سرنگونی حکومت از طریق ارائه تجهیزات نظامی، پول و آموزش ادامه داده…. امیال اتمی ایران یک ریسک بزرگ برای صلح و امنیت جهانی است. این عادت و رویکرد آنهاست که از هر امکانی که در اختیار داشته باشند برای آزار و ایجاد ناآرامی برای افراد و ملتها استفاده کنند. 
۳-گروهی از نمایندگان کنگره آمریکا در نامه ای به تاریخ ۳۱ مارس۲۰۱۷ به نخست وزیر آلبانی، ضمن قدردانی از پذیرش مجاهدین با اشاره به توطئه های این رژیم علیه مجاهدین نوشتند: «ما از شما می‌خواهیم که با دقت فعالیت‌های این رژیم رذل را در خاک آلبانی زیر نظر داشته باشید».
۴-چهارده سال پس از اشغال عراق، در حالیکه مزدوران رژیم ایران در این مدت مناصب کلیدی را در عراق در دست داشته اند حتی یک سند مبنی بر مشارکت سازمان مجاهدین خلق ایران در سرکوب مردم این کشور یافت نشده است. هوشیار زیباری که بیش از ده سال وزیر خارجه عراق بود در سال ۱۹۹۹ به عنوان عضو دفتر سیاسی و رئیس روابط بین الملل حزب دمکرات کردستان عراق، بزرگترین گروه کرد عراقی طی شهادت کتبی به دادگاه هلند نوشت: 
«ما تأیید میکنیم مجاهدین نه قبل و نه بعد از قیام (۱۹۹۰) در سرکوب مردم کردستان درگیر نبوده اند. ما هیچگونه شواهدی از اینکه مجاهدین نسبت به مردم کردستان خصومت روا داشته باشند، نیافته ایم». 
۵-سازمان مجاهدین خلق ایران ۵۲ سال است علیه دیکتاتوری و برای آزادی و دمکراسی در ایران مبارزه میکند. مجاهدین نخستین کسانی بودندکه بخاطر نفوذ سیاسی و پایگاه اجتماعی خود به پروژه تسلیحات اتمی رژیم دسترسی داشتند و آنرا برای ممانعت از دستیابی رژیم به بمب اتمی افشا کردند.این سازمان عضو شورای ملی مقاومت ایران است که برای استقرار یک جمهوری دمکراتیک کثرت گرا و جدایی دین از دولت در ایران مبارزه میکند. اکثریت اعضای دهها پارلمان در آمریکا، اروپا و خاورمیانه و بالاترین رهبران سیاسی اروپا و آمریکایی از هر دو حزب، حمایت خود را از برنامه ۱۰ ماده ای خانم مریم رجوی، رئیس جمهور برگزیده این شورا اعلام کرده اند. کنگره و سنای آمریکا در لوایح و قطعنامه های مختلف بر حقوق انکار ناپذیر مجاهدان اشرف و لیبرتی تأکید کرده اند. 
۶-متهم کردن مجاهدین به تروریسم از سوی رژیمی که بالاترین مقاماتش بخاطر اقدامات تروریستی توسط قضاییه بسیاری از کشورها از جمله آلمان، سوییس، آرژانتین و … تحت تعقیب هستند مضحک است. اتهام کشتن آمریکایی‌ها نیز مانند کشتار شیعیان و اکراد عراقی دیگر اثر ندارد و صرفاً حاکی از چنتة خالی مزدورانی است که اکنون افسوس میخورند که چرا طی ۱۴ سال و دهها حمله و انفجار و موشک باران، نتوانستند اپوزیسیون اصلی رژیم در عراق اشغال شده را نابود و منهدم کنند!
۷-رژیم پلید آخوندی تاکنون در خارج از ایران مرتکب صدها عمل تروریستی شده که توسط سفارتخانه ها و دیپلمات‌تروریستهای این رژیم تدارک و سازماندهی شده است. ترور دکتر کاظم رجوی در ژنو، محمد حسین نقدی در رم، اکبر قربانی و زهرا رجبی و علی مرادی در استانبول، محمدحسین ارباب در کراچی، شاپور بختیار در پاریس، رهبران کرد در وین و برلین، انفجار آمیا در آرژانتین در این شمار است. 
۸-با توجه به سوابق و عملکرد مجرمانه دیکتاتوری منفور آخوندی و عوامل و مزدوران و لانه های جاسوسی آن در کشورهای مختلف جهان، از دولت آلبانی خواستار اخراج ماموران و مزدوران و جاسوسان دیکتاتوری تروریستی از آلبانی و ممانعت از ورود آنها به این کشور هستیم. این منطبق با تصمیم شورای اتحادیه اروپا در آوریل ۱۹۹۷ است که پس از حکم دادگاه فدرال برلین صادر شد که رهبر، رئیس جمهور، وزیر اطلاعات و وزیر خارجه این رژیم را مسئول ترور مخالفان در خارج کشور اعلام کرد. 
سازمان مجاهدین خلق ایران
اول اردیبهشت۱۳۹۶